يكي از هفت پير خراسان …(ابوالفضل حسن سرخسي – سرخس بابا)
است كه در رابطه با بزرگان علم تصوف در دين اسلام و آثار آنها را مورد تحقيق دقيق قرار داده ام و كار پژوهشي در مورد اينها ادامه مي دهم.
پديدآورنده(گان):
جمعه آتايف
مترجم:
جمعه آتايف
زبان اصلي مدرک:
ترکمني
محل نشر:
رايزني فرهنگي عشق آباد
تاریخ انتشار:
1387
رساله علمي در مورد پير صاحب كرامت، سلطان عرفاء حضرت بايزيد بسطامي كه در دورة فوق ليسانس تهيه كردم باعث علاقمندي بنده به طريقت اهل تصوف گرديد بايزيد بسطامي براي من دريچه اهل تصوف – طريقت صوفيگري را باز كرد.
آنچه از منابع فارسي كهن درخصوص آن حضرت مطالعه نمودم، دل بنده را به هيجان آورد. از آن به بعد به جديت علاقمند زندگاني و آثار پيرهاي صاحب كرامت علماء و دانشمندان دوران كهن گرديدم كه در طريقت اهل تصوف مشهور بودند.
در نتيجه تصميم گرفتم 7 كتابچه در مورد هفت پير نام آور جهان اسلام را تهيه كنم و در يك دوره به نام «هفت پير خراسان» آنها را جمع كنم. اين هفت كتابچه عبارتند از: 1- حضرت بايزيد بسطامي 2- حضرت ابراهيم ادهم 3- حضرت ابوالفضل سرخسي سرخس بابا 4- حضرت ابوسعيد ابوالخير 5- حضرت ابوالحسن خرقاني 6- حضرت خواجه عبدالله انصاري 7- فريد الدين عطار نيشابوري.
چند مورد از اينها تاكنون تأليف و ويراستاري شدند ولي فرصت چاپ و انتشار كتابچه ها را نداشتم. اما اگر آدم هدف نيكويي دارد افرادي پيدا مي شوند كه حمايتگر كار نيكويند. با ياري نزديك و صميمانه رايزني فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در تركمنستان اولين كتابچه به نام شيخ ابوسعيد ابوالخير از ديدگاه شيخ عطار نيشابوري به چاپ رسيد و آن را مورد توجه اهل قلم و ادباي تركمنستان قرار داديم. و استاد جناب آقاي مصطفي ناصري رايزن محترم فرهنگي براي كتاب مزبور مقدمه نگاشتند.
چون بنده جزء اهل قلم تركمنستان هستم خوب بلدم كه كتاب چه استقبال خوب و گرمي بين ادبا و دانشمندان و محققين تركمني داشت. چون تاكنون هر ماه دهها نفر از علاقمندان پي اين كتاب گشته و به بنده مراجعه مي نمايند.
در حال حاضر دومين كتاب از دورة مذكور نيز توسط بنده تأليف گرديد فعلاً به آن به عنوان موقت «يكي از هفت پير خراسان – سرخس بابا» را گذاشتم. اميدوارم كه اين رساله علمي و پژوهشي بنده نخستين اثر علمي در مورد پير نام آور از بين نمايندگان اهل تصوف خراسان، ابوالفضل سرخسي – سرخس بابا به زبان تركمني باشد.
مسئله چاپ و انتشار اين رساله علمي و پژوهشي را نيز با رايزن فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در تركمنستان، استاد گرامي جناب آقاي مصطفي ناصري مطرح كرديم و قول مساعد دادند مطالب اين كتاب را اساساً آثار دانشمندان، علماء، شيخ ها و پيرهاي خراسان كهن تشكيل ميدهد كه به زبان فارسي نوشته شده اند. از جمله «كشف المحجوب» حجويري، تفسير معروف پير صاحب كرامت، حضرت خواجه عبدالله انصاري به نام «كشف الاسرار» ، «حالات و سخنان شيح ابوسعيد ابوالخير» جلال الدين لطف الله بن ابوسعيد «اسرار التوحيد…» محمود منور، «تذكرة الاولياء» حضرت فريد الدين عطار نيشابوري و غيره
علاوه بر اين براي تأليف رسالة علمي و پژوهشي حاضر از فرهنگها و لغت نامه هاي راجع به علم تصوف از جمله «فرهنگ اصلاحات و تعبيرات عرفاني» دانشمند ايراني دكتر سيد جعفر سجادي، «فرهنگ اصطلاحات تصوف» آقاي دكتر سليمان اولوداغ از تركيه و Tasawwut Terimleri Sozlugi دكتر ادهم جبجي اغلو و غيره بهره بردم. آن رساله علمي و پژوهشي را به ترتيب ذيل تأليف نمودم:
1. مقدمه
2. اطلاعات منايع كهن فارسي درخصوص حضرت ابوناصر سراج طوسي، پير حضرت ابوالفضل حسن سرخسي
3. ابوالفضل سرخسي
4. همزمانان ابوالفضل – صوفيان ابوالفضل – حضرت ابوسعيد ابوالخير – مهنه بابا
5. لغت نامه
6. منابع
مي خواهم مورد تذكر قرار بدهم كه نگاشتن اثر علمي و پژوهشي درخصوص زندگاني، آثار و حكمتهاي شخصيتهايي كه در علم تصوف به نشان و شهرت دست يافته اند يا ترجمه نمودن آثار آنها بدون آسيب به بيان شيرين فارسي به زبان ديگر كار بسيار دشوار و پر مسوليتي است. قابل تذكر است كه آن دانشمندان و عرفا در جمله هايي كه براي نگاه اول به معني عرفي به نظر مي رسند بر اساس اصطلاحاتي كه فقط براي اهل تصوف معلومند و براي عامه مردم اصلاً غير قابل فهم است، معني ديگر عرفاني را در نظر مي گرفتند. بنابراين ضروري است كه براي خوانندگان علاقمند به صورت حتمي توضيح دهيم كه واژه هائي از جمله «مي» ، «شراب» ، «ميخانه» ، «ساقي» ، «باده» و غيره كه در آثار شخصيتهاي صاحب كرامت كه آنها را ستاره گان درخشان خراسان مي دانيم، ديده مي شوند در تصوف معني هاي متفاوت با معني عرفي اين واژه ها، معني هاي عرفاني دارند. مثلاً در آثار فارسي اهل تصوف تركيب اضافي «پير هرات» را مي خوانيم اگر اين تركيب اضافي را از فارسي همان طوري كه هست ترجمه نمايم معني «مرد پر از شهر هرات» را خواهد داد و اين اشتباه فاحش است. چون در اصطلاحات اهل تصوف واژة پير به معني سالخورده بكار برده نمي شود بلكه درجه ديني شخصيتي را بيان مي نمايد كه صاحب مقام و حالت و كرامت استاد بزرگ چند شيخ و مرشد است كه مريدانش را تدريس مي نمايد.
در تصوف پير نيز چند نوع دارد. مثلاً 1- پير طرقت 2- پير ثاني 3- پير مغان 4- پير پرورده 5- پير فرابت 6- پير صحبت 7- پير فرقه. حضرت بوالفضل سرخسي – سرخس بابا نيز پير صحبت حضرت ايوسعيد ابوالخير هموطن ما بود كه به مقام شيخ صاحب كرامت رسيد. توضيح دادن مفهوم واژه پير صحبت زمان بسيار زيادي مي خواهد.
در اول اين اثر علمي و پژوهشي حاضر سر صحبت را از حضرت ابوناصر سراج طوسي (تاريخ درگذشت 988 م/378ه) استاد و پير حضرت سرخس بابا و كتاب العلماء في التصوف آن حضرت باز مي كنم. آن حضرت پير حضرت سرخس بابا و ابوعبدالرحمان سلمي نيشابوري بودند. شاگرد كاملي كه حضرت سرخس بابا تربيت كرد، پير صاحب معجزه، حضرت ابوسعيد ابوالخير – مهنه بابا بود و حضرت ابوعبدالرحمان سلمي پير صاحب كرامت، حضرت ابوالقاسم قريشي را پرورش نمودند. حضرت سلمي، ابوعلي ظاهر سرخسي، حضرت تصاب، حضرت لقمان سرخسي، حضرت ابوعبدالله محمد هزري مروزي، حضرت ابوعلي دقاق، حضرت ابوبكر عبدالله بن احمد عفال (غفار) مروزي، حضرت پير ابوالقاسم بشير و غيره از پيرهاي همزمان حضرت سرخس بابا به شمار مي روند كه در رساله علمي مذكور اسامي اين شخصيتها را ذكر نموده ام. از جمله اين همزمانان، نزديكترين پير همزمان حضرت سرخس بابا حضرت لقمان سرخسي بود به علت عشق نامحدود به خداوند متعال عقلش را باخته است. چون در يك طرف روايتها در مورد حضرت سرخس بابا كه ما در اختيار داريم، حتماً اسم لقمان سرخسي نيز مي گذرد.
حضرت سرخس بابا خانگاه نيز داشت كه بعد از درگذشت پير صاحب كرامت صوفي احمد فلائي مراقبت آنجا را به عهده مي گيرد. بعدها آن خانگاه به اسم احمد فلائي معروف مي شود.
كلاً اطلاعات منابع فارسي دوران كهن در مورد حضرت سرخس بابا، يكي از هفت پير خراسان نه فقط به ذهن بلكه، جگر من جذب شده است. درخصوص هر سخن آن حضرت مي توان چند اثر پژوهشي يا نظر اهل تصوف نوشت.
البته زير بناي علمي اهل تصوف مكتب خراسان با زير بناي علمي مكتب هاي بغداد فرق مي كند. چون مكتب خراسان پايبند سكر يعني مستي از عشق الهي مي باشد، در حالي كه مكتب بغداد تصوف پيرو سهو، يعني با نفي مستي الهي عشق سنجيده را قبول دارند.
در جهان اسلام خاك خراسان را مهد عرفان مي دانند. حتي جنيد بغدادي بنيانگذار مكتب عرفان بغداد، يكي از پيرهاي بزرگ مكتب خراسان را پير پيرهاي صاحب كرامت جهان اسلامي مي دانست. دقيقترش طبق اطلاعات آثار «تذكرة اولالياء» شيخ فريد الدين عطار نيشابوري و «كشف المحجوب» خجويري، جنيد بغدادي بزرگترين پير مكتب عرفان بغداد گفت: اگر ما همه پيرهاي صاحب كرامت گوئي فرشتگانيم بايزيد بسطامي (پير خراساني) جبرائيل در بين فرشتگان است.
مقام آن پيرها نيز تفاوت زيادي از همديگر دارند. مثلاً حضرت سرخس بابا براي دريافت مقام پير خرقه صوفي خود حضرت ابوسعيد ابوالخير را به پيش عبدالرحمان سلمي (تاريخ درگذشت 1221م/412ه) پير بزرگ زمان خود مي فرستد. بنابراين نخستين پيري كه به دوش ابوسعيد ابوالخير خرقه انداخت حضرت سلمي بود. دومين پير كه بر او خرفه افكند، حضرت ابولعباس قصاب، پير از شهر آمل در جنوب درياي خزر بود.
اين دو پير، پير خرقه مهنه بابا هستند، يعني پيراني كه مهنه بابا از دستشان خرفه پوشيد. وقتي پير به صوفي خود خرقه مي افكند ديگر صوفي از پير آزاد مي شود هر كس به راه و آموزة خود ادامه مي دهد. اما پير صحبت پيري است كه صوفي با وجود اين كه از يك كس ديگر خرفه پوشيده باشد تا آخر عمر در هر مسئله دشوار به او مراجعه مي نمايد. صوفي به پير صحبت تا آخر عمر خود وابسته مي ماند. بدين ترتيب در تصوف پير همه پيرها براي صوفي همان پير صحبت است. حضرت سرخس بابا نيز پير صحبت صوفي خود حضرت ابوسعيد ابوالخير – مهنه بابا است.
پير صحبت نمايندگان اول جريان تصوف كه در دين اسلام به وجود آمد جايگاه مهمي براي صحبت قايل بود. در مكاتب تصوف صحبت براي علاقمندترين صوفيان از طرف شيخ ها، مرشدها و پيرهاي ويژه به عنوان درس مخصوص تدريس مي گرديد. به صوفي كامل كه پيش پير نشسته به صحبت او گوش مي دهد، شيخ صحبت مي گفتند و به پيري كه تعليم مي نمود پير صحبت را، صاحب صحبت مي گفتند. متضاد اين صحبت دست كوتاه كردن از بشاشت هاي زندگي و زندگي در خلوت است. در بعضي جريانهاي تصوف به صحبت اولويت مي دادند و رياضت و خلوت را در مقام دوم قرار مي دهند اما در جريانهاي ديگر رياضت و خلوت در جايگاه اول و صحبت در جايگاه دوم قرار مي گيرد. در مولويه و نقشبنديه صحبت ستون و بنيان طريقت تصوف است. در طريقت هاي تصوف وقتي به صحبت مي پرداختند از واژه هاي من، من هم، امتناع مي كردند و فقط اجازه مي دادند كه واژه هاي ما، ما هم به كار برده بشوند. (1)
دكتر سليمان اولوداغ فرهنگ اصطلاحات تصوف استانبول 1991 ص 436
اصلاً صحبت كلمه عربي است كه معني گفتگو دارد. هر يك از آموزه هاي تصوف كه انسان را وارد راه خداي جهان مي سازد به دو واژة صحبت و خدمت اتكاء مي نمايد اين دو واژه راهي است كه بنده صادق خدا را به مقامهاي معنوي مي رساند. در هنگام صحبت مهارت روحية مرشد كامل يعني پير كامل به مريد يعني صوفي منتقل مي شود به همين خاطر دوستان خدا آن صحبت را بسيار مهم مي دانند. بنابراين سخنان بهاالدين نقشبندي كه مي فرمايد طريقه ما تنها با صحبت است آموزة اصلي طريقت نقشبنديه تصوف گرديد. پيامبر اكرم حضرت محمد (ص) به ياران خود اصحاب مي گويند و اصحاب جمع صاحب است كه از كلمه صحبت عربي سرچشمه مي گيرد. به دليل اينكه پيامبر اعظم اصحاب خود را فقط از طريق صحبت پرورش داده است، اعتقاد داشتند كه بودن صحبت در راه تصوف نيز وارد شدن به راه خداوند متعال غير قابل انكار است.
در بعضي از مكتب هاي تصوف شيخ ها به شاگردان و صوفيان خود خرقه مي انداختند و شيخ خرقه افكن مي شدند. به شيخ مربوط به صحبت شيخ صحبت نام مي دادند. جلال الدين رومي در مورد شيخ صحبت مي نويسد:
هر كه خواهد همنشيني با خدا او نشيند در حضور اولياء
از حضور اولياء گربگسلي تو هلاكي ز انك جزو بي كلي
يك زمان صحبت با اولياء بهتر از صد ساله طاقت بي ريا (1)
به اين ترتيب حضرت ابوالفضل سرخسي پير صحبت حضرت مهنه بابا بود خراسان قلب طريقت تصوف است نمايندگان اهل تصوف هر جا كه تحصيل مي كردند بلاخره باز مي گشتند. به پاي پيرهاي خراسان مي افتادند و آنها را به عنوان پير صحبت خود مي پذيرفتند. در اين خصوص از ميراث ابوسعيد ابوالخير – مهنه بابا مي خوانيم:
امروز به هر حالي بغداد بخاراست كجا مير خراسان است پيروز آنجاست (2)
واژة مير خراسان از فارسي به تركمني معني امير، فرمانرواي خراسان را دارد. اما به نظر بنده مهنه بابا آن واژه را نه به معني عرفي بلكه به معني مطابق با اصطلاحات اهل تصوف به كار برده است. چون در فرهنگ لغات تصوف كلمه هاي ارباب، امير به معني هاي شيخ، پير، مرشد بكار مي رود.
1- جلال الدين مولوي بلخي مثنوي مولوي دفتر 2 داستان وحي خواهر موسي 1339 ص 302
2- محمد بن منور اسرار التوحيد 1376
واژة مير به تنهايي به كار برده نمي شد. يعني به كلمه بعدي اضافه مي شد. مثلاً مير احوال، مير رسوم، مير طريقت، مير زيارت و غيره پس آن شخصيتي كه مهنه بابا به اسم مير خراسان از او يادآور شد، پايه پير صاحب كرامت حضرت سرخس بابا مي باشد.
پس هر كدام از نمايندگان مكتب عرفان خراسان در دين اسلام، افتخار ما، اهل خراسان بايد باشد.
در معرفي كردن آنها در جهان، در بين مسلمانان، مسيحييان، كليميان و بت پرستان دانشمندان و انتشارات جمهوري اسلامي ايران سهم بسزائي دارند.
همايش بين المللي و داخلي كه رايزني فرهنگي سفارت ج.ا. ايران در تركمنستان به منظور بزرگداشت خاطرة از شخصيتهاي بزرگ مكتب عرفان در دين اسلام برگزار مي كند بيانگر همان سهم است. نشست علمي حاضر در رايزني فرهنگي سفارت ج.ا. ايران نيز بيانگر اين است.
از رايزني فرهنگي سفارت ج.ا. ايران كه نشست علمي حاضر يعني ، نشست بزرگداشت خاطره ابوالفضل حسن سرخسي، سرخس بابا پرورش دهندة شخصيت بزرگي همچون ابوسعيد ابوالخير، معروف در جهان اسلام را برگزار مي كند و همين طور از كار تحقيقي و پژوهشي بنده در راستاي معرفي و تبليغ مكاتب عرفاني حمايت مي نمايند سپاسگزارم.
همانطور كه معلوم است حضرت سرخس بابا در سال 414 هجري يا 1023 م چشم از جهان فرو بست. در سالجاري يعني در 2008، 985 سال از فوت آن حضرت مي گذرد. آن حضرت شخصيت شايسته احترام است. اميدوارم كه اين رساله پژوهشي كه اختصاص به بزرگداشت آن حضرت تهيه نمودم به ياري رايزني فرهنگي سفارت ج.ا. ايران به دست علاقمندان برسد.
بگذار روح پير صاحب معجزه، ابوالفضل سرخسي از ما راضي باشد. از اسم حضرت ابوالفضل سرخسي در اثر اسرار التوحيد محمد بن منور چهار مرتبه به شكل پير صحبت يادآور شده است.(1)
پير صحبت يعني شيخ و مرشد كامل است و پير كامل قطب است (2) و قطب پيشواي طريقت و حقيقت تصوف است. او اوليا الله است و اوليا الله صاحب كرامت و حالت بزرگ است. (3)
1- محمد بن منور اسرار التوحيد تهران 1376، بخش دوم ص 26، 27، 38، 46
2- دكتر سيد جعفر سجادي فرهنگ اصطلاحات و تعبيرات عرفاني تهران انتشارات ظهور 1383 ه.ش. ص 217
3- همان جا ص 641
جمعه آتايف

خلاصه : مجد الدين كيواني متولد ۱۳۱۶ خورشيدي در شهر اصفهان است. پس از پايان ليسانس ادبيات فارسي را در خرداد ماه ۱۳۴۰از دانشگاه تربيت معلم فعلي و دانشسراي عالي سابق دريافت مي كند و بدون فوت وقت براي ادامه تحصيل به انگلستان ميرود. كيواني ديپلم تعليم و تربيت دوزبانه راخرداد ۱۳۴۴از دانشگاه ويلزانگلستان مي گيرد و تا اخذ دكترا ادامه مي دهد. او دكتراي آموزش زبانهاي خارجي را از دانشگاه ويلز انگلستان در خرداد ۱۳۴۷ دريافت كرده است. وي بعد از بازنشستگي فعاليت هايش را با تمركز بيشتري بر ترجمه و نيز عضويت در شوراي علمي دايرة المعارف بزرگ اسلامي گسترش بخشيده و با تأليف مقالات ارزشمندي در دايرة المعارف، نام خويش را در شمار مؤلفين پركار دانشنامه نويسي در ايران نيز به ثبت رسانده است. وي مترجم فاضلي است كه دغدغه هاي شخصي اش از لابه لاي متوني كه براي ترجمه انتخاب مي كند، آشكار و پيداست. او الگوي مناسبي براي اميدهاي آينده با ترجمه و تحقيق در ايران است.
