تصوف، شيوه فكري گروهي خاص از مسلمانان مي‌باشد كه پيش از هر چيز وانمود به تعبد و دنياگريزي مي‌كند، بر اساس تعريفي كه در فرهنگ لغات عربي از تصوف ارائه شده، صوفي كسي است كه وجود فاني‌اش در اين دنيا به ذات ابدي و لايتناهي باريتعالي گره خورده باشد و به واسطه اتصال به حقيقت وجود از طبايع مادي و دنيايي رهايي يافته باشد. در مورد تاريخچه تصوف در اسلام، بسياري پيدايش آن را قرن دوم هجري و از شهر كوفه دانسته‌اند. در هر حال امروز، تصوف يكي از گرايش‌هاي مهم فكري و ديني در چارچوب منظومه فكري و عقيدتي اسلامي و با پيروان بسيار، واقعيت خود را به قلمرو فرهنگي اسلامي تحميل كرده است.
از منظر سازماني، تشكيلات تصوف در سراسر جهان به دو بخش تشكيلات اداري و تشكيلات روحاني و مذهبي قابل تقيسم است؛ چنان كه در مصر سلسله مراتب روحاني صوفيان از مرحله القاع (پايين ترين رتبه) شروع شده و به ترتيب به طبقه مريدان، نقبا، متداركين، نجبا و در نهايت، به بالاترين درجه تصوف و عبوديت يعني قطب خاتمه مي‌يابد.

 

● منبع: فصل نامه - مطالعات آفريقا - 1385 - شماره 13، بهار و تابستان

   ● نويسنده: حمدي - مصطفي

● مترجم: سيد قاسم - ذاكري

 
 

تصوف و سياست
با توجه به ماهيت دنيايي سياست و همچنين وانمودسازي صوفيان به دوري از دنيا و آنچه غير از خداست، ظاهراً بايد رابطه‌اي ميان سياست و تصوف قابل تصور باشد؛ اما واقعيت خلاف آن است؛ چرا كه صوفيان در ابتدايي‌ترين شكل ناچار خواهند بود، دست كم در تدبير امور داخلي و تشكيلاتي خود نظير انتخاب شيخ طريقت، اتخاذ تصميم در چارچوب مشورت و انتخاب اعضاي شوراي مشورتي و … به تصميم‌گيري و امور صرف دنيوي روي آورند. غير از موارد ياد شده، عملكرد صوفيان در طول تاريخ تمدن اسلامي بهترين دليل و نشانه توجه شديد ايشان به دخالت در امور سياسي و دنياداري بوده است (تأثيرگذاري مستقيم و غيرمستقيم بر مسائل مربوط به حكومت،‌سياست و اداره امور جامعه).
غير از موارد ياد شده، در خلال قرن گذشته، نقش مهم جماعات صوفي در مبارزه با استعمار در شمال آ‏فريقا و سودان بر كسي پوشيده نيست.(نقش طريقه قادريه و عبدالقادر الجزايري در مبارزه عليه استعمار فرانسه در الجزاير و يا تشكيل قلمروهاي مستقل از استعمار در ليبي توسط فرقه سنوسيه و يا نقش فرقه مهديه در مبارزه عليه استعمار در سودان).
به دنبال اثرات زيانبار سياسي و فرهنگي حوادث يازدهم سپتامبر، برخي جهات ذي‌نفوذ در دولت‌هاي اسلامي و همچنين بعضي عوامل قدرتمند جهاني، سعي در ارائه رويكردي جديد به تصوف به عنوان جايگزين تفكر تندروي و افراط‌گرايي اسلامي داشته‌اند؛ چنان كه ايشان با استناد به خصلت صوفيان در تمسك به اصل شورا و مشورت و روحيه مدارا و مسامحه گونه‌ ايشان (نوعي اومانيسم و انسان گرايي) در پي آن برآمده‌اند تا تصوف را بهترين پل ارتباطي گفت و گوي اسلام و غرب مطرح نموده و علاوه بر آن، امكانات مشاركت نحله فكري مزبور در قدرت سياسي را به طور جدي مورد بررسي قرار دهند. در هر حال، ظرفيت گسترده تاريخي و اجتماعي تصوف در جهان اسلام، باعث شده تا افرادي نظير ايريك جيوفروي، شرق‌شناس فرانسوي، آينده سياسي جهان اسلام را از آن تصوف بدانند. در اين رابطه، قدرت در الجزاير و يا زيرساخت‌هاي گسترده قدرت‌يابي صوفيان در يمن، سودان، نيجريه و … مورد توجه صعود عبدالعزيز بوتفليقه قرار گرفته است.
 
نهادهاي مدني تصوف در جهان اسلام
اكنون،‌ صوفيان در اقصي نقاط جهان اسلام داراي مؤسسات سترگ و بزرگ مدني به صورت نهادهاي بين المللي خيريه اقتصادي و … بوده و در برخي كشورها مانند تركيه، سودان، يمن، نيجريه و نظاير آن، مؤسسات مزبور از قدرت سياسي و اجتماعي قابل توجهي برخوردار شده است. براي نمونه، تعداد پيروان فرقه تيجانيه در نيجريه دست كم ده ميليون نفر تخمين زده مي‌شود و يا ميليون‌ها نفر در پاكستان وابسته به يكي از جماعات صوفي (مانند بريوليه) مي‌باشند.
 
تصوف در مصر
 
تاريخچة تصوف در مصر
گفته مي‌شود، تفكر صوفي‌گري ابتدا در دوران زمامداري طولونيان (سال 254 هجري) وارد مصر شده و بعداً در عصر خلافت فاطميان به اوج شكوفايي و رونق رسيده است (سياست فاطميان در دور نگه داشتن مردم از سياست). پس از آن، در عصر ايوبيان دوباره ارزش‌هاي تصوف در مصر رونق يافته و بسياري به تمايلات صوفي مآبانه صلاح‌الدين ايوبي گرويده‌اند؛ چنان كه تشكيلات رياست و نظارت صوفيان، براي نخستين بار در مصر و در دوران حكومت صلاح‌الدين ايوبي پايه‌گذاري گرديد. در هر حال، جايگاه صوفيان در دوران مماليك نيز همچنان تقويت گرديد؛ هر چند مماليك شديداً مراقب عدم دخالت صوفيان در سياست بودند. در دوران عثماني،‌تعداد فرقه‌هاي تصوف در مصرف به 20 فرقه افزايش يافت؛ به طوري كه ناپلئون بناپارت هنگام ورود به مصر با توجه به اهميت و جايگاه تصوف در ميان مردم مصر، شيخ خليل البكري را به سمت عضويت در هيأت حاكمه سياسي مصر منصوب نمود. محمد علي پاشا،‌ پدر مدرنيسم در مصر، نيز در سال 1812 ميلادي مبادرت به تمركز تشكيلات صوفيه نموده و شيخ البكري را به سمت بالاترين مرجعيت تصوف در مصر تعيين كرد. در نيمه اول قرن بيستم ميلادي، روابط صوفيان مصر با خديو كشور، دوستانه و همراه با ارادت و فرمان‌پذيري متقابل بود و در پي انقلاب جولاي (سرنگوني سلطنت در مصر) دولت مصر، تصوف را به عنوان جزئي از بافت طبيعي جامعه و مذهب كشور به رسميت شناخته و حتي سعي نمود تا با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي تصوف و جلب حمايت آنها نسبت به حاكمان جديد در راستاي اهداف جديد خود از ايشان بهره‌برداري نمايد. در همين رابطه، فرقه‌هاي جديد صوفي مانند قرقة ابجديه در مصر شناسايي شد؛ به گونه‌اي كه فرقه مذكور تبديل به يكي از مهم‌ترين پايگاه‌هاي سياسي و اجتماعي عبدالناصر (به ويژه پس از شكست سال 1967) گرديد. در دوران سادات، صوفيان و به ويژه فرقه نوپاي ابجديه شروع به فعاليت فرهنگي نوين مانند انتشار نشريه و مجله نموده و براي نخستين بار در سال 1979، اقدام به انتشار مجله تصوف اسلامي نمودند.
 
وضعيت فعلي صوفيان در مصر
در حال حاضر،صوفيان مصر بر اساس قانون دولتي شماره 118 كه در سال 1976 ميلادي به تصويب رسيد، كليه فعاليت‌هاي اجتماعي وديني خود را اداره مي‌نمايند؛ چنان كه قانون مزبور، ناظر بر كليه فعاليت‌هاي مختلف تصوف مي‌باشد. مهم‌ترين محور قانون مزبور، تمركز بخشي به امور صوفيان از فرقه‌هاي مختلف مي‌باشد؛ بنابراين بر اساس اين قانون، شوراي عالي طريقه‌‌هاي صوفيه متشكل از 16 عضو، به عنوان عالي‌ترين نهاد نظارت و تصميم‌گيري در كليه امور پيروان و مريدان صوفيه در نظر گرفته شده است و در همين رابطه، رئيس شورا كه شيخ‌المشايخ صوفيه در مصر تلقي مي‌شود، به طور مستقيم از طرف رئيس جمهوري و از ميان قطب و شيوخ، يكي از طريقه‌هاي صوفيه منصوب مي‌شود. 10 عضو ديگر از اعضاي شوراي عالي طريقه‌هاي صوفيه توسط مجمع عمومي مشايخ صوفيه و از طريق رأي‌گيري در نهاد مزبور انتخاب مي‌شوند (مجمع عمومي مشايخ صوفيه شامل نمايندگان تمامي فرقه‌هاي تصوف از سراسر مصر مي‌باشد) و 5 عضو باقي‌مانده شوراي عالي طريقه‌هاي صوفيه، در واقع نمايندگان جهات خاص دولتي در شورا بوده كه از طرف الازهر شريف، وزارت كشور،‌وزارت اوقاف، وزارت فرهنگ و شوراهاي محلي تعيين مي‌شوند.
اكنون، تعداد فرقه‌هاي صوفيه در مصر، بيش از 70 فرقه برآورد مي‌شود كه مشهورترين و معتبرترين آنها فرقه «شاذليه» مي‌باشد؛ به طوري كه شعبه‌هاي فرقه مزبور، در سراسر مصر بالغ بر 60 شعبه مي‌باشد. فرقه مهم ديگر تصوف، طريقه «رفاعيه»، مي‌باشد.
 
مشكلات فعلي صوفيان در مصر
بنا بر اظهارات عبدالحميد عبداللطيف، دبير كل شوراي عالي طريقه‌هاي صوفيه در مصر، مشكلات مالي و اقتصادي مهم‌ترين معضل فرقه‌هاي صوفي مي‌باشد؛ به گونه‌‌اي كه فرقه‌هاي مزبور تنها از 10 درصد وجوهات صندوق نذورات وابسته به وزارت اوقاف بهره‌مند مي‌شوند و شوراي عالي صوفيه به واسطه مشكلات فزاينده مالي، تاكنون موفق به تكميل ساختمان جديد خود در منطقه‌الحسين نشده است؛ در حالي كه در ماده پنجاه و يك قانون 118، امكان اخذ وجوهات غير دولتي از طرف شيخ هر طريقه مشخص شده است. اما در عمل، شيخ هر فرقه به واسطه محدوديت‌هاي دولتي قادر به مديريت مستقل مريدان و احياناً اخذ وجوهات لازم به طور مستقيم از ايشان نمي‌باشد؛ بنابراين به خاطر كنترل‌هاي شديد دولتي، شيخ هر طريقه تنها قادر به دريافت وجوهات صندوق نذورات و محدود كمك‌هاي مالي مي‌باشد. اين در حالي است كه به زعم مسئوولان تصوف، اگر دولت بخواهد طبق نص ماده 51 قانون مذكور عمل نمايد، شيوخ هر طريقه به كمك گرويدن تعداد زيادي از بازرگانان مصري به سلك دعوت ايشان، به راحتي قادر خواهند بود، مشكلات مالي خود را رفع و رجوع نمايند.
يكي ديگر از مهم‌ترين مشكلات شوراي عالي تصوف، مواجهه با دهها مورد تقاضاي ثبت و شناسايي فرقه‌هاي جديد صوفيه است كه تا كنون شناسايي نشده‌اند؛ رئيس شوراي عالي صوفيه، شيخ حسن شناوي، دليل اصلي مخالفت شوراي عالي مذكور با شناسايي فرقه‌هاي جديد را عدم تطابق اصول گروه‌هاي صوفي جديد با نصوص قانوني و اصول ديني حاكم بر شوراي عالي صوفيه دانسته و البته نسبت به شيوع گسترده فرقه‌هاي غير قانوني و غير منطبق با احكام و تعاليم اسلامي و تصوف در جامعه مصر هشدار داده است. شيخ حسن شناوري يادآوري مي‌كند كه اكنون برخي طوايف نوپاي صوفي كه خارج از چارچوب شناخته شده تصوف و غير قانوني فعاليت مي‌كنند، از امكانات و تسهيلات مالي و اجتماعي قابل توجهي براي رقابت با فرقه‌هاي رسمي تصوف برخوردارند (مانند طريقه هاشميه)؛ چنان كه افراد فرقه مزبور در زمان برگزاري انتخابات در مصر پس از انجام ارزيابي‌هاي دقيق محلي نسبت به امكان پيروزي هر كانديدا (معمولاً از حزب حاكم) سعي در جذب كانديداي برتر از طريق تمويل تبليغات و سخنراني تبليغاتي وي در مراكز وابسته به طايفه هاشميه مي‌كنند؛ درحالي كه فرقه هاشميه اساساً فاقد مجوز قانوني براي فعاليت مي‌باشد. بنابر برآورد شيخ حسن شناوري، اكنون تنها در استان آسوان، در جنوب مصر، 3 ميليون نفر پيروي فرقه‌هاي تصوف غيرقانوني و ثبت نشده مي‌باشند و اين موضوع از چهل سال پيش تاكنون ادامه دارد. (شيخ حسن شناوري، جمعيت صوفيان تابع شوراي عالي تصوف در مصر را 11 ميليون نفر برآورد كرده است).
بنا بر اعتقاد كارشناسان برجسته دانشگاهي در زمينه صوفيه و همچنين ديدگاه شيخ حسن شناوري، رئيس شوراي عالي تصوف در مصر، امروز، جامعه مصر با پديده به مراتب خطرناك‌تر از شيوع فرقه‌هاي غيرقانوني تصوف روبه‌روست كه همانا ترويج برخي بدعت‌ها و خرافات خارج از اسلام از سوي فرقه‌هاي رسمي و قانوني صوفيه مي‌باشد. در همين خصوص بنا بر تحقيقات مفصلي كه دكتر شحاته صيام، كارشناس برجسته صوفيه، در دانشگاه‌هاي مصر انجام داده است، ميليون‌ها مصري وابسته به 72 فرقه صوفيه، اغلب معتقد به افكار و اعتقاداتي خرافي‌گونه نسبت به تصوف و اسلام مي‌باشند. دكتر شحاته در تحقيقات خود، دست كم به پنج مورد خروج از افكار معمول اسلامي و تصوف در كتاب «شراب وصل» امام فخرالدين محمد عثمان البرهاني، يكي از اقطاب تصوف، اشاره شده است. دكتر شحاته مي‌گويد، البرهاني و پيروانش، شراب وصل را در حد اعجاز قرآن كريم و البرهاني ذات خود را با ذات اقدس الهي يكي دانسته است. اما برخي طرفداران آكادميك تصوف در مصر، اين قبيل انحرافات فكري تصوف را به خاطر ويژگي فلسفه‌گريزي تصوف غيرمهم دانسته و بر اين باورند كه در منظومه فكري تصوف، اصل بر مبارزه نفساني و تعامل و مسامحه نسبت به انسان و ساير مظاهر حيات مي‌باشد؛ بنابراين تمركز بر اصول فكري و فلسفي هر فرقه از صوفيه نمي‌تواند گوياي مفهوم واقعي و اهداف اصلي آن باشد. در هر حال، شيخ حسن شناوري ضمن استقبال از گرايش بخش قابل توجهي از جوانان مصري و به ويژه تحصيلكردگان به تصوف و ارائه تلقي بشارت خير نسبت به اين پديده، شديداً در مورد شيوه غيراسلامي، ضد صوفي و كاسبكارانه طيف وسيعي از مدعيان تصوف هشدار داده است.
 
تصوف و سياست در مصر
امروز، عمده‌ترين توجه و اهميت تصوف در مصر، گرايش كلي آن به اثرگذاري در صحنه سياسي جامعه است؛ چنان كه در اولين كنفرانس تصوف در آوريل 2005 بر ضرورت تسري و تعميم اصل شورا در همه زمينه‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي مصر تأكيد شد و علاوه بر آن، در پي تعديل در ماده 76 قانون اساسي مصر، شيخ حسن شناوري و ديگر اعضاي شوراي عالي تصوف براي تمديد دوره رياست جمهوري مبارك با وي بيعت نمودند و به اين ترتيب، خط‌مشي كلي تصوف در مصر يعني تبعيت كامل از حاكم زمان و خودداري از درگيري با حاكم وقت، همچنان ادامه يافته است. علاوه بر آن، ارتباط و تعامل شوراي عالي تصوف با سفارتخانه‌هاي مقتدر خارجي در قاهره (مانند سفارت آمريكا)، امري كاملاً عادي و جاافتاده است و در هر حال، اكنون شيخ حسن شناوري در جايگاهي معادل رهبر مذهبي قبطيان مصر و يا مفتي حكومتي مصر و يا شيخ‌الازهر، از اهميت و اعتبار سياسي، اجتماعي، ديني و فرهنگي برخوردار است.
 
ارزيابي و نظريه
اگر بخواهيم بر مبناي مفاهيم رفتارشناسي، واقعيت جامعه‌شناسي سياسي مصر را تجزيه و تحليل كنيم، بدون شك توجه به اهميت و جايگاه تصوف، كليد فهم اصلي بسياري از مسائل مربوط به ارزش‌هاي اجتماعي و سياسي مصر خواهد بود. در اين رابطه، كافي است به خيل انبوه پيروان تصوف در مصر، سابقه غني تاريخي و زيرساخت‌هاي اجتماعي و ارزشي آن توجه كنيم؛ به گونه‌اي كه مي‌توان به وضوح حضور و بروز عناصر تصوف را در زندگي اجتماعي روزمره مردم مصر و همچنين باورهاي اجتماعي و سياسي ايشان تشخيص داد (مانند اصل مهم احترام و تبعيت از حاكم).
سابقه طولاني مدت تصوف در تاريخ مصر و پذيرفته شدن واقعيت آن به عنوان بافت طبيعي اجتماعي و فرهنگي اين كشور، مي‌تواند در خلأ ناشي از خسارت‌هاي كلان فكري و شكست تجربي انديشه‌هاي وارداتي نظير ناسيوناليسم، سوسياليسم، ليبراليسم اقتصادي و همچنين ناكامي‌هاي جريانات اسلام سياسي، به راحتي و در سايه حمايت‌هاي خارجي ناشي از روند تقويت اسلام سياسي و حمايت‌هاي خارجي ناشي از روند تقويت اسلام ميانه‌رو و مسامحه جو در برابر اسلام ستيزه‌جو و افراطي به عنوان طبيعي‌ترين بديل نظام سياسي مستقر و در صورت ناكارآمدي برنامه‌هاي سياسي و اقتصادي آن در نظر گرفته شود. البته تحقق چنين امري، مستلزم وقوع يك انقلاب فكري انديشه‌اي در ميان نخبگان تصوف در موضوع تقاضاي آشكارتر دخالت در سياست و نقد عملكرد حاكمان زمان مي‌باشد. شايد نگراني از چنين پتانسيل‌هايي در ميان اهل تصوف، نظام سياسي مصر را به سوي كنترل هرچه بيشتر رهبران و نهادهاي صوفي رهنمون نموده باشد. درهر حال، محروميت مؤسسات صوفي از بهره‌مندي از امكانات عظيم اقتصادي مريدان و پيروان خود مي‌تواند يكي از بهترين ابزار كنترل ايشان درنظر گرفته شود.
 
خلاصه
1.جريان فكري تصوف به واسطه سابقه تاريخي طولاني، برخورداري از پيروان فراوان و نفوذ حيرت‌انگيز در لايه‌هاي فكري و اجتماعي جوامعي مانند مصر به طور طبيعي واجد امكانات و ظرفيت‌هاي خارق‌العاده‌اي در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي و سياسي مي‌باشد.
2.در مصر تصوف هم رديف با مفتي رسمي كشور، شيخ‌الازهر و رهبر مذهبي مسيحيان قبطي از شناسايي داخلي و خارجي برخوردار است.
3.صوفيان مصر در طول تاريخ درازمدت حضور خود در مصر، همواره شيوه دوري از سياست و تبعيت كامل از حاكمان سياسي زمان را دنبال كرده‌اند؛ اما گواينكه حاكميت فعلي در مصر و البته برخي جهات خارجي درصددند با بهره‌گيري از امكانات ايشان، برخي مفاهيم نرم‌افزاري سياست (مدارا، شورا و مشورت و …) را ترويج نمايند.
4.در فضاي پس از يازدهم سپتامبر (ترجيح غرب به تقويت اسلام معتدل در برابر اسلام افراطي) برخي، ظرفيت‌هايي را براي تصوف در موضوع پل ارتباطي اسلام و غرب در نظر مي‌گيرند. علاوه بر آن، امكان كمك به صعود حاميان آن در قدرت مورد توجه برخي جهات بوده است.
5.در پي صعود حاميان و رواج دهندگان تصوف به قدرت در الجزاير (بوتفليقه)، يمن و … برخي مانند ايريك جيوفروي، شرق‌شناس فرانسوي، آينده سياسي جهان اسلام را از آن تصوف دانسته‌اند.
6.بزرگ‌ترين مشكل ترويج افكار صوفي‌گرايانه، ويژگي فلسفه‌گريزي ايشان و احياناً ترويج گسترده افكار خرافي و غيراسلامي مي‌باشد.
7.برخي در فضاي خلأ ناشي از شكست ناسيوناليسم، سوسياليسم و … و مشكلات مبتلا به فراروي اسلام سياسي در مصر از صوفي‌گري به عنوان جريان داراي قدرت جايگزيني موضع موجود و احياناً بديل نظام سياسي مستقر ياد كرده‌اند.
8.حاكميت فعلي در مصر به رغم اعلام مكرر تبعيت وفاداري اقطاب صوفي نسبت به حاكم زمان، سعي كرده از طريق كنترل شديد سياسي و اقتصادي، به گونه‌اي نظارت بر امور ايشان را تقويت نمايد.
 
منبع
الاهرام الاستراتيجي شماره 128 مورخ اوت 2005.
 
 منبع:http://bashgah.net/pages-12113.html