مقایسه عرفان آمریکای جنوبی با عرفان اسلامی ( محدوده آثار کاستاندا ) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
نقدو بررسی اومانیسم ( انسان گرایی ) در دیوان حافظ شیرازی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مقایسه عرفان آمریکای جنوبی با عرفان اسلامی ( محدوده آثار کاستاندا ) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
نقدو بررسی اومانیسم ( انسان گرایی ) در دیوان حافظ شیرازی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ترجمه و شرح اعلام كتاب مباني تصوف نوشته مارك سدويك, /نعيمه دوستدار؛ به راهنمايي: تقي پورنامداريان؛ استاد مشاور: فرنگيس پرويزي. | |
|
| |
| دوستدار، نعيمه | |
| 202 | |
| پايان نامه(كارشناسي ارشد)--وزارت علوم تحقيقات و فناوري، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، پژوهشكده زبان و ادبيات فارسي، 1384. | |
| h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r | |
|
تصوف هسته تجربيات معنوي تعداد بي شماري از مسلمانان بوده است و به عنوان سنت اصلي عرفان اسلامي به شكل دهي تاريخ جوامع اسلامي كمك زيادي كرده است. اگرچه چهره صوفيانه اسلام همواره براي غريبان جالب بوده است با اين حال صوفي و صوفي گري هنوز براي بسياري در غرب ناشناخته است و سوء برداشت ها در مورد آن همچنان وجود دارند. در اين كتاب نويسنده با تجربه و شناختي عميق از تصوف در خاورميانه جنوب آسيا و اروپا مباني تصوف را معرفي مي كند و نشان مي دهد كه صوفيان چگونه زندگي مي كنند و چگونه به عبادت مي پردازند و علت اين نوع عبارت و زندگي چيست. كتاب علاوه بر آنكه ماهيت تصوف و منشا آن را بيان مي كند درباره فرقه هاي صوفيانه هم در دنياي اسلام و هم در غرب به بحث مي پردازد. همچنين ويژگي هاي اجتماعي سياسي و اقتصادي تصوف در اين كتاب بيان شده اند و نويسنده به اين سوال كه چرا تصوف يكي از وجوه بحث برانگيز اسلام است نيز پاسخ داده است. كتاب مدعي اين نيست كه همه چيز را درباره تصوف گفته است بلكه در واقع مقدمه اي است نافذ و موجز براي هر كس كه به اسلام و وضعيت جوامع اسلامي علاقه مند است. | |
| وضعيت پايان نامه : دفاع شده - تاريخ دفاع: 1384 | |
|
حيرت در ادبيات عرفاني (سنائي، عطار), / معصومه پورجعفرچليكداني؛ به راهنمايي: مظاهر مصفا. | |
|
| |
| پورجعفرچليكداني، معصومه | |
| 205 صفحه، كتابنامه | |
| پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه اصفهان، 1375 | |
| h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r | |
|
بعد از مقدمه مبسوط پيرامون زمينههاي پيدايش تصوف و عرفان و مسلكهاي تاثيرگذار در عرفان ايراني به شرح آن پرداخت و پس از آن شاخههاي عرفان و تصوف و علل جدايي و وجود افتراق آن دو را بيان نمودهايم و فرق صوفيه را معرفي كردهايم همچنين به معرفي سرآمدان هر دو تفكر چه در نظم و چه در نثر فارسي پرداختهايم بعد از آن واديهاي سلوك را كه موضوع حيرت عمدتا در آنجا مورد بحث است را مطرح ساخته و به طور مبسوط آن را معرفي كردهايم همچنين موضوع حيرت را در قرآن مورد بررسي قرار دادهايم. سپس حيرت ممدوح و مذموم را كه در كتب عرفاني به طور مختصر به آن اشاره شده است مورد بررسي قرار داده و سرانجام ارتباط موضوع حيرت را با معرفت در ادبيات عرفاني مطرح كردهايم و در پايان موضوع حيرت را در آثار عطار و سنائي با رعايت تقدم و تاخر لازم بررسي كردهايم. هدف اصلي از اين تحقيق بيان پيچيدگيهاي بحث و آشكار نمودن مكنونات آن و روشن نمودن سير مدارج بحث و بيان ناگفتههايي است كه خود به تنهايي داراي اهميت بوده و همچنين گفتههايي كه بر آن تعمق و تامل نشده. | |
| شعر فارسي / سنائي، مجدودبنآدم / عطار، محمدبنابراهيم / نثر فارسي / تصوف / حيرت / ادبيات / عرفان |
|
بررسي تحليلي ابعاد وجودي انسان در ادبيات عرفاني (از آغاز تا پايان قرن هفتم), / فاطمه كوپا؛ به راهنمايي: محسن جهانگيري. | |
|
| |
| كوپا، فاطمه | |
| 357 صفحه، كتابنامه | |
| پايان نامه (دكترا) -- دانشگاه تربيت مدرس، 1377 | |
| h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r | |
|
در اين تحقيق عقايد و ديدگاههاي عرفا در خصوص ابعاد گوناگون وجود آدمي مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است روش كار به اين صورت بوده كه ضمن مطرح نمودن ديدگاههاي عرفا در هر مورد عقايد ايشان مورد تجزيه و تحليل واقع شده، گذشته از اين مقايسهاي ضمني ميان آراء ايشان و عقايد فلاسفه و موضوعات مطرح شده در قرآن و سنت صورت گرفته است تا ديدگاه هر كدام بدرستي معلوم گشته و شناخته شود. انجام اين تحقيق ما را به اين نتيجه كلي ميرساند كه اكثر عرفا به اين نكته قائلند كه: روح جوهري مخلوق، محدث و غيرجسماني است ، علاوه بر اين ايشان به وجود روح حيواني و انساني معتقدند و بر اين باورند كه روح انساني هرگز دچار مرگ و نيستي نميگردد و جوهري باقي است و تنها روح حيواني است كه دچار بطلان و نيستي ميگردد، و گذشته از اين ترقي و تعالي روح با ضعف و كاهش جسم رابطه متقابل دارد و به بيان ديگر رشد و تعالي يكي باعث تنزل و انحطاط ديگري است . علاوه بر اين بر اساس باور ايشان دل انسان عبارت از باطن و حقيقت وجودي آدمي است كه از خلقتي بيمانند و جداي از ساير ابعاد وجود آدمي برخوردار است ، و هر چه جز آن است در حكم تبع، لشكر و خدمتكار او محسوب ميشود و معدن اصلي آن حضرت الهيت است و سرانجام به جايگاه اصلي خود رجوع خواهد نمود. از نتايج ديگر تحقيق روي نظر عرفا درباره عقل آدمي به عنوان يكي از مهمترين ابعاد وجود بشر است . از ديدگاه ايشان عقل آدمي آنگاه مثبت و ممدوح است و به كار آدمي ميآيد كه مطيع اوامر حق و احكام الهي باشد و هرگز از صراط مستقيم ايمان و تبعيت از احكام و تعاليم عاليه الهي روگردان نشود، چه در غير اين صورت از پايگاه برتر و والاي خود تنزل مينمايد و در حكم پاي بندي ميشود كه انسان از سپردن راه حقيقت و معنويت باز ميدارد. از اين گذشته اهل معرفت ، نفس آدمي را منبع شر و قاعده سوء و اصل جامع همه صفات مذموم در وجود آدمي ميدانند كه همواره بر عداوت ديرينه خود با فرزندان آدم پاي ميفشارد و هر لحظه به رنگي در ميآيد و طرحي نو ميانديشد تا آدمي را تا اعماق تباهي و سقوط تنزل دهد و در اين ميان تنها راه تسلط و ولايت بر نفس را رياضت ، مخالفت با نفس و خوار و حقير شمردن آن ميدانند. و در نهايت انسان كاملي كه سالكان طريق حقيقت ، او را به عنوان نمونه، سرمشق و راهنماي خود در سير و سلوك ميجويند و دستيابي به دامان رهبري و پايگاه معنويش را آرزو ميكنند، به عاليترين صفات و سجاياي اخلاقي آراسته است ، به بيان ديگر انسان كامل مثل اعلا و نمونه تام و تمامي است از پويندگان راه پر مخاطره سير به سوي حق كه ارزشهاي والاي انساني را در حد كمال در وجود خود پروراندهاند و با چيرگي بر نفس اماره و تمايلات شيطاني، وادي سلوك را به قدم صدق و رهتوشهء ايمان در نور ديده و به سرمنزل مقصود دست يافتهاند. | |