اخلاق عرفانی و صوفیانه
شاید همین چهره عبوس اخلاق فلسفی بود كه «ابوحامد غزالی» (450 ـ 505هـ .ق) را بر آن داشت، تا دو كتاب مهم و قابل اعتنا در اخلاق اسلامی تصنیف كند و روح جدیدی در اخلاق بدمد و به تعبیر خودش «عزم من جزم شده است كه در زنده گردانیدن علم های دینی و تازه كردن بحث های یقینی كتابی نویسم».یكی از این دو كتاب، اثر گران سنگ و جهانی او موسوم به «احیاء علوم الدین» است و دیگری كتاب «كیمیای سعادت» كه زبده اولی است و برای فارسی زبان ها به نثری شیوا و دلكش نگارش یافته است. «احیاء العلوم» از آثار دوره كمال و پختگی غزالی است. وی توجه به فرمان حق مبنی بر تزكیت نفس و تحلیت دل و تدارك و جبران اضاعت و اتلاف عمر را ضرورت می داند.
انگیزه دیگر غزالی این است كه علم را از انحصار در سه قسم خارج كند: یكی فتوای احكام كه به نظر وی به كار قضاوت و حكام می آید تا دفع منازعات و مخاصمات كنند؛ دوم جدل كه به زعم او، جویندگان مباهات و تفاخر و خواهندگان غلبه و تكاثر را به كار آید تا خصم را ملزم و چالشگر را درمانده گردانند و سوم سجع آراسته با تصنع و تكلف كه به اعتقاد وی، مذكران را به كار آید تا با آن بتوانند عوام را بفریبند.
غزالی این سه فن را شبكه جلب حطام دنیا و دام طلب حرام دانسته است؛ ازاین رو بر آن می شود تا سكه به نام علم طریق آخرت زند؛ علمی كه سلف صالح بر آن بوده اند و خداوند ـ سبحانه و تعالی - آن را در تنزیل رحمانی و منشور آسمانی، «فقه، حكمت، علم، ضیا، نور، هدایت و رشد» خوانده و از میان خلق رخت بربسته و سكه آن از رواج افتاده است.
غزالی كتاب خود را براساس چهار بخش ـ و به تعبیر خودش ربع ـ ساماندهی كرده و در هر بخش ده كتاب گنجانده است. این چهار بخش عبارتند از:
1.عبادات 2. عادات 3. مهلكات 4. منجیات
بیش از نه سده از عمر «احیاءالعلوم» می گذرد و دانشوران مسلمان از آن بهره می گیرند و كار سترگ غزالی را درپی افكندن این دانشنامه بزرگ علوم دینی می ستایند و درعین حال كاستی های آن را بر او خرده می گیرند.
نقاط قوت كار غزالی در مقایسه با كار دیگر نویسندگان كتب اخلاقی فراوان است ازجمله:
1- حل مسائل معضل و كشف مطالب مجمل(مبهم).
2- ساختارمندسازی، تنظیم حقایق اخلاقی.
3- رعایت ایجاز در مواردی كه دیگران به تفصیل بدان پرداخته اند.
4- حذف مكررات و اثبات اندیشه های اخلاقی پیشینیان.
5- تحقیق و تبیین مسائلی كه دیگران بدان ها پرداخته اند.
تبویب و ساختار «احیاء العلوم»، كه قالب این اثر ارجمند را تشكیل می دهد، نیكو، همگن و متوازن است، سخن غزالی روان و دلنشین و تحلیل او، عمیق و وزین است. هنوز دو قرن از برافروخته شدن این مشعل معنویت نمی گذشت كه «جلال الدین مولوی» با زیت عشق، آن را در شبستان مثنوی با فروغی صدچندان برافروخت و چندی بعد، «فیض كاشانی» آن را در غالب معارف شیعی نهاد و جامه تهذیب بر آن پوشاند.
موارد فراوانی از دیدگاه های اخلاقی غزالی در «احیاء العلوم» مورد انتقاد قرار گرفته و بر وی خرده گرفته اند كه پرداختن به آن ها از حوصله این مقال بیرون است. «زكی مبارك» در كتاب «الاخلاق عندالغزالی» به بیست مورد اشاره كرده است. وی نیز فصل چهارم این اثر را به دو اشكال عمده بر غزالی اختصاص داده است: یكی «غفلت» غزالی و آوردن حدود ششصد حدیث ضعیف و جعلی در كتاب خود و دیگری «عناد» او و اصرار بر باقی گذاردن اشتباهاتی كه در كتب او آمده است و انتقادناپذیری و واردآوردن اتهام كودنی، حسد و كذب به منتقدان خود.
از جمله منتقدان برجسته غزالی می توان از فیلسوف شهیر، «ابن رشد» ( 520 - 595 هـ)، «ابن تیمیه» (661 - 728 هـ.) و «ابن قیم» (571 - 691 هـ.) نام برد.
«محمدبن مرتضی»، مشهور به «فیض كاشانی» (1007 ـ 1091 هـ.ق) از عالمان بزرگ شیعه در قرن یازدهم، عزم خود را جزم می كند تا كتابی در تهذیب احیاء العلوم به رشته تحریر درآورد. وی در بیان غرض از تألیف كتاب، چنین می گوید :«...بیشتر احادیثی كه در آن (احیاء علوم الدین ) نقل گردیده، به افرادی اسناد داده شده كه به دروغ و افترا بستن بر خدا و رسولش شهرت دارند. كسانی كه به سخنانشان اعتمادی نیست، هر چند با عقل و دین مطابقت داشته باشد. در حالیكه در احادیث ما كه از امامان معصوم و خاندان وحی (ع) نقل شده است، بیانی نیكوتر و شیوه ای محكمتر یافت می شود. همچنین در آن كتاب، حكایتهایی عجیب و داستانهایی شگفت انگیز از اهل تصوف و امور دیگر نقل شده است كه دلهای حق جویان از اهل تشیع از آن آزرده می گردد. پس بر آن شدم تا آن كتاب را تهذیب نمایم و نقص و عیب را از دامان آن بزدایم و مطالب آن را بر پایه های استوار بنا سازم، تا هیچ گونه شك و تردیدی در مورد آن روا نباشد .و در بعضی از ابواب، مطالبی را كه از امامان بزرگوار شیعه (ع) و پیروان آنها در خصوص اسرار و رموز، نقل شده است، بدان بیفزایم..».
«محقق فیض» پس از ذكر این سه ایراد اساسی - یعنی ابتنای احیاءالعلوم بر 1. اصول عامه(اهل سنت) 2. روایات ضعیف و مستند به راویان ناموثق 3. حكایات و قصص غریب از كرامات صوفیه- می كوشد «جامه تهذیب بر تن إحیاءالعلوم» بپوشاند و ضمن بهره گیری از ساختار «احیاءالعلوم» و تحقیقات عمیق و بدیع فراوانی كه در این دانشنامه بزرگ علوم دین به ودیعت نهاده شده است، حقایق و معارف ناب مكتب اهل بیت عصمت و طهارت ( علیهم السلام) را جایگزین اصول عامی و روایات ضعیف و حكایات و قصص غیرقابل باور سازد.
بدین سان «فیض كاشانی»، جامه تهذیب و تشیع بر اندام «احیاء علوم الدین» می پوشاند و راهی روشن (المحجهالبیضاء) فرا روی سالكان قرار می دهد.
برخی از منتقدان غزالی به گردآوری و سوزاندن نسخه های احیاءالعلوم فتوا داده اند. چنین داوری هایی ناصواب و دور از منطق خرد است. داوری درست از آن محقق فیض است كه آن را كتابی قابل اعتنا، سودمند و با قدر و قیمت می داند و به پالایش آن از نقاط ضعف و تكمیل و تهذیب آن می پردازد و با حفظ چارچوب اصلی مباحث این اثر و حذف احادیث و روایاتی كه غزالی از راه اهل سنت در كتاب آورده است و جایگزین كردن روایات وارده از طرق شیعه، به احیا و نوسازی آن پرداخته و بر رواج و رونق آن در میان شیعیان افزوده است تا آن جا كه بعضی از علمای شیعه آن را بهترین كتاب موجود در اخلاق اسلامی دانسته اند.
مرحله چهارم: اخلاق ترکیبی (نقلی ـ فلسفی - عرفانی)
گام چهارمی كه علم اخلاق اسلامی در بستر تاریخی خود برداشته و چهارمین مرحله از مراحل تطور علم اخلاق اسلامی می تواند به شمارآید، در كار سترگ علامه ذوفنون «ملامحمدمهدی نراقی» متبلور شده است. اثر بزرگ و گران سنگ او، «جامع السعادات»، تركیبی از اخلاق نقلی، فلسلفی و عرفانی است. این كتاب ارجمند، برخلاف كتاب هایی مانند «السعاده و الإسعاد» ابوالحسن عامری نیشابوری، و «تهذیب الاخلاق» ابن مسكویه و «اخلاق ناصری» خواجه نصیر طوسی كه عمده مباحث آن ها صرفا جنبه عقلی و فلسفی دارد و نیز برخلاف كتاب هایی مانند «احیاءالعلوم» و «كیمیای سعادت» غزالی و «المحجهالبیضاء» محقق فیض كه در آن ها جنبه دینی و عملی بر جنبه عقلی و نظری غلبه دارد، مشتمل بر هر دو جنبه است. «محقق نراقی» با اسلوبی بدیع، میان عقل و نقل و نظر و عمل الفت برقرار كرده و كوشیده است تا با رعایت جانب اعتدال، از فلسفه، عرفان و شریعت در تبیین اخلاق اسلامی بهره گیرد. دراین جهت، او گوی سبقت را از دیگران ربوده و مرحله جدیدی در علم اخلاق اسلامی پدید آورده است. وی در مقدمه كتاب خود به جامعیت آن اشاره می كند و می گوید:
«… فجمعت فی هذا الكتاب خلاصه ما ورد من الشریعه الحقه مع زبده ما اورده اهل العرفان و الحكمه علی نهج تقر به اعین الطالبین و تسر به افئده الراغبین.» :پس در این کتاب خلاصه آنچه در شریعت حق همراه با آنچه که اهل عرفان و فلسفه بیان کرده اند، را جمع کردم به گونه ای که چشم های جویندگان را روشن می کند و دلهای مشتاقان را روشن می کند.
شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعه می گوید :" آن جامعترین كتابی است كه در علم اخلاق به وسیلۀ علمای متأخر نوشته شده است و ترجمۀ فارسی آن با تغییرات اندك، توسط فرزند مؤلف، مولی احمد بن مهدی نراقی (م- 1245 ه. ق ) صورت گرفته و با نام معراج السعاده انتشار یافته است ."
«محقق نراقی» در آغاز درباره نفس انسان و قوا و غرایز او سخن می گوید و هریك از فضایل اخلاقی را به یكی از قوای نفس نسبت می دهد و هر یك از رذایل اخلاقی را به غریزه ای مربوط می كند. آن گاه به شناساندن هر یك از فضایل و رذایل اخلاقی می پردازد و با استفاده از آیات و روایات و تعالیم اخلاقی اسلام، آن ها را تبیین و راه های درمان و معالجه هر رذیلتی را به شیوه ای حكیمانه و به سبكی صناعی بیان می كند و به مناسبت در میان مباحث، موعظه و نصیحت می كند.
ایرادی كه می توان بر محقق نراقی وارد آورد، این است كه ساختار و چارچوب كار او برگرفته از اخلاق ارسطو است. استاد محمد رضا مظفر، رییس دانشكده فقه در نجف اشرف، درمقدمه ای كه بر كتاب مزبور نگاشته، چنین آورده است: « شیوۀ علمی ای كه مؤلف، مباحث خود را از ابتدا تا انتها بر آن بنا نهاده، بر اساس نظریۀ وسط و افراط و تفریط در اخلاق می باشد. این نظریه، میراثی از فلسفۀ یونانی است كه نویسنده در جزء اول كتاب خود، دربارۀ آن بحث نموده است و شایسته نیست كه ما در این امر مناقشه كنیم. و این امر امتیازی برای این كتاب محسوب نمی شود، زیراویژگی این كتاب در تكیه كردن بر این نظریۀ اساسی، همچون ویژگی سایر كتابهای علمی است، كه در زمینۀ اخلاق اسلامی نوشته شده است».
نظام اخلاقی ارسطو به گونه ای پایه ریزی شده است كه می توان خدا را از آن برگرفت؛ بی آن كه زیانی در آن پدید آید. هر چند نراقی می كوشد با بهره گیری از پاره ای آیات و روایات، میان مبانی ارسطویی و اسلامی توفیق و تلائم برقرار كند؛ اما ناهمخوانی میان قالب و محتوا و نظام اخلاقی و مضامین مندرج در آن، كاملا آشكار است.