اولين خانقاه
بناي اولين خانقاه بدست يک نفر ترسا «نصراني» د رمله شام بود صفحه 31 ـ نفحات الانس جامي و ص 151 ج 1 طرايق الحقايق که هر دو از کتب تصوف است مطالعه شود، که در هر دو کتاب مي نويسد که آن مسيحي خانقاه را براي ابوهاشم کوفي ساخت، حالا اگر بخواهيم ابوهاشم کوفي را بشناسيم بايد به مستدرک الوسائل محدث نوري جلد سوم ص 529 مراجعه که به سند صحيح و معتبر مي نويسد که امام عسکري عليه السلام مي فرمايد: «انّه قال: انّ ابا هاشم الکوفي ابتدء مذهباً يقال له التصوف و جعله مفراً لعقيدته الخبيثه «الفاسده و اکثر الملاحدة و جنّة لعقائدهم الباطله» يعني ابوهاشم بدعت نهاد مذهبي را به نام تصوف و آن را عل کرد تا آنکه پناهي باشد براي عقيده خبيثه خودش و بيشتر بي دينان و سپري باشد براي نگهداري عقايد باطله ايشان، تعدادي از روايات را که مربوط به صوفيه مي باشد مي توانيد در کتب زير مطالعه فرماييد.
در خانه اگر کس است يک حرف بس است
اما کلمات علماء بزرگان راجع به صوفيه را آدرس داده تا خواننده آگاه تر گردد و بيشتر به جستجو پرداخته و با کتب آنها نيز آشنائي پيدا کنند کتاب وحيد بهبهاني صفحه 405 فتواي آيت الله سيد مهدي طباطبايي و مثنوي طاقديس صفحه 129 و معراج السعاده ملا احمد نراقي فصل غرور طايفه ششم و عين الحياة مجلسي اول، اواخر آن «مصباح پنجم» و رساله اعتقادات علامه مجلسي که اتفاقاً در همين رساله است که از پدر بزرگوارش که وصله تصوف به او از ناحيه صوفيان زده شده است دفاع مي کند شيخ صدوق در اعتقادات «حلاجيه» و خواجه طوسي در قواعد و عقائد، در صفحه 22 و شهيد ثاني در رساله علم دراية و سيد نعمت الله جزائري در انوار النعمانيه و ملاصدرا در کسر الاصنام و فيض در بشارات صفحه 78 و صفحه 144 اکنون بعضي از اخبار، سفينة البحار ج 2 ص 58 عن محمد بن الحسين ابن ابي الخطاب قال کنت مع «عند» الهادي علي بن محمد عليه السلام في مسجد النبي (صلي الله و عليه و آله و سلم) فاتاه جماعة، لزومي در نقل متن عربي نداريم طالبين به کتاب مذکور مراجعه نمايند اينک ترجمه، در مسجد پيامبر (ص) در خدمت امام دهم امام علي النقي عليه السلام بودم جماعتي از اصحاب به حضرت وارد شدند از آن جمله بود. ابوهاشم جعفري و او مردي بليغ، و منزلتي عظيم داشت سپس جماعتي از صوفيان وارد مسجد شدند و در جانبي از مسجد حلقه وار نشستند و شروع به «لا اله الا الله» گفتن نمودند حضرت فرمود: به اين فريبندگان و خدعه کنندگان التفات نکنيد که ايشان همدستان با شياطين و خلفا و جانشينان شياطين و خراب کنندگان پايه هاي دين و ايمانند ايشان زهد را به خود مي بندند براي راحتي بدن ها از تکلف معيشت «يعني ديگران زحمت مي کشند و ايشان آسوده بخورند».