خبرگزاري فارس: نشست بررسي عرفان در ادبيات ايران با حضور پرويز عباسي داكاني، غلامحسين عمراني و حميد كرمي برگزار شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، در ابتداي اين نشست كه عصر روز گذشته در سراي دائمي اهل قلم برگزار شد، پرويز عباسي داكاني نويسنده و پژوهشگر درباره عرفان گفت: هنگامي كه در مورد منشاء شعر عرفاني در اسلام صحبت مي‌كنيم، بايد متوجه باشيم كه در اين ميان سه نظر عمده وجود دارد. اولين نظر اينكه به طور كلي عرفان عنصري وارداتي است. كه البته برخي از متشرعين اين نظر را دوست دارند.
داكاني گفت: اين عده معتقدند دين يعني شريعت، اما عرفان به اين شكل و با اين قواعد و ساختار ربطي به شريعت ندارد. پس نتيجه مي‌گيريم كه تصوف يك عنصر وارداتي است.
اين پژوهشگر افزود: هاشم معروف حسني كتابي با عنوان "تشيع و تصوف " نگاشته و در كل اين كتاب مصرانه در پي اثبات آن است كه تصوف ارتباطي به تشيع ندارد.
اين نويسنده گفت: منظر دوم موضع روشنفكران ضدديني و يا غيرديني است. اين گروه معتقدند عرفان امر زيبا، لطيف و متعالي است. شريعت در نقطه مقابل يك امر خشن و بدوي است. پس چطور مي‌توان عرفاني چنين زيبا را به شريعت منصوب كرد.
داكاني تاكيد كرد: اينها دو منظرند، اما هر دو در نهايت به يك نقطه مي‌رسند، اما محققان حقيقي كه در عالم اسلامي و غيراسلامي كار كردند، منظر اين گروه همانند استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي آن است كه عرفان اسلامي لب و لباب و حقيقت قرآن است. قرآن ابعاد مختلف دارد. بعدي شريعت، طريقت، حقيقت است.
وي گفت: در قرآن آيات فراواني در مورد نفس انسان وجود دارد. درباره نزديكي خدا با انسان سخن مي‌گويد آيا اين آيات بايد ناديده گرفته شود؟ لذا محققان بزرگي چون علامه طباطبايي در اين حوزه فعاليت كرده‌اند.
اين نويسنده تصريح كرد: نيكلسون مي‌گويد، شما فردي را با كوزه‌اي آب كنار بركه‌اي مي‌بينيد كه اين بركه داراي آبي زلال است. فردي كوزه خود را پر مي‌كند آيا اين سئوال عاقلانه است كه آب از كجا برداشتي و بايد چشمه را ناديده بگيريم؟
داكاني گفت: اين بزرگواران معتقدند قرآن سرچشمه معرفت است. در كنار قرآن سخنان پيامبر وجود دارد كه بسيار جنبه عرفاني دارد.
وي گفت: پيامبر اكرم (ص) فرمودند: آن كس كه 40 روز براي خداوند اخلاص بورزد، چشمه‌هاي حكمت از قلبش به زبانش جاري مي‌شود. حافظ مي‌گويد: سحرگه رهروي در سرزميني/همين گفت اين معما با قريني.
داكاني در ادامه اضافه كرد: پيامبر از قول خداوند نقل مي‌كند كه من گل آدم را چهل روز با دستان خود ورز دادم (عطار گويد: دوست چهل بامداد در گل ما داشت دست).
نويسنده كتاب شمس من و خداي من ادامه داد: ‌واقعيت اين است كه عرفان اسلامي اصيل است و عرفان ايراني اصالت دارد، اما در عين حال انكار نمي‌كنيم كه در صورت تاريخي تاثيرها و تاثرها وجود داشته است.
داكاني گفت: عرفان ايراني و اسلامي اصالت دارد و در عين حال منكر تاثيرها نيستيم. شعر عرفاني ما نيز چنين است.
اين نويسنده گفت: ‌ما دو نوع تجربه داريم. گاهي تجربه زماني است كه ما مي‌دانيم تجربه‌اي به نام لندن وجود دارد اما بنده كه لندن را مي‌شناسم با فردي كه در آن منطقه زيسته يكسان نيستيم.
وي گفت: فردي كه اين موضوع را شنيده عبارت‌‌پردازي است، اما فردي كه در لندن زندگي كرده اينگونه نيست. مولانا پديده زبان را از ساير عرفا بهتر بررسي كرده است.
داكاني ادامه داد: سئوال اساسي عرفا در زندگي اين است كه آيا تجربه زيسته (تجربه عارف) قابل انتقال است؟
وي افزود: شيخ محمود شبستري اساس را بر اين مي‌گذارد كه "معاني هرگز اندر حرف نايد " حرف يعني زبان عبارت معنا داخل زبان عبارت نمي‌شود.
وي افزود: معناي معنا مهم است. وقتي انسان را تعريف مي‌كنيم، آيا با عبارات حقيقت انسان آشكار مي‌شود؟ مولانا معتقد است گرچه تفسير زبان روشنگر است، ذات زبان آشكار كردن است. اما عشق بي‌زبان خوش‌تر است.
اين نويسنده تاكيد كرد: مولانا معتقد است زبان پارادوكس است، زبان آشكار و در عين حال پنهان مي‌كند. تجربه زيسته غير از تجربه دانسته است.
نويسنده كتاب شمس من و خداي من خاطرنشان كرد: غزالي معتقد است اگر حقيقت عارفانه را به اهلش نگوييد، ظلم كرده‌ايد و اگر به انساني كه عارف نيست بگوييد بازهم ظلم كرده‌ايد.
داكاني گفت: زبان دلالت را بيان مي‌كند. دلالت‌شناسي بسيار مهم است، زبان خاصيت اشاري دارد، يعني نشانه‌شناسانه.
داكاني اضافه كرد: همه عرفا معتقدند تجربه عارفانه همانند بيان رنگ است براي فردي كه كور است. حافظ در اين راستا مي‌گويد: اي كه از دفتر عقل آيت عشق آموزي...
وي در اين راستا ابراز داشت: زبان فقط مي‌خواهد آيينه باشد، چرا كه زبان از ديد عارفانه خصلتي دوگانه دارد. زبان مي‌نماياند و مخفي مي‌كند. لذا علامه طباطبايي در اين راستا سخني دارد كه مي‌گويد حقيقت قرآن از جنس الفاظ نيست. ظهورش در الفاظ است، اما حقيقتش يك امر بالاتر است.
اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: پيامبر (ص) فرمودند، قرآن 70 باطن دارد و هر بطني از آن 70 بطن دارد و تفسير مولوي آن است كه ما را در متني لايه به لايه متمركز كند.
وي افزود: زبان در تلقي عارفانه امري داراي مراتب چنانچه درك عارفانه به يكباره ممكن نيست. ما در عرفان يك زبان نداريم، بلكه زبان‌ها داريم و تمام اين زبان‌ها ما را راهبر به يك فرازبان است و در نهايت بايد گفت زبان عارفانه هدف نيست.

*عمراني: زبان حال همان زبان رمز و نشانه‌اي است كه عطار در منطق‌الطير از آن بهره برد

غلامحسين عمراني و پژوهشگر گفت: از منظرهاي گوناگون مي‌توان به عرفان نگريست. دوگونه زبان داريم، يكي زبان قال و ديگري زبان حال.
وي گفت: عموم مردم براي بيان تفهيم و تفاهم از زبان قال استفاده مي‌كنند و حق هم همين است. اما عرفا و شاعراني كه به اين مكتب عرفان توجه دارند، از زبان حال بهره مي‌برند.
عمراني با اشاره به زبان حال گفت: زبان حال همان زبان رمز و نشانه‌اي است كه عطار در منطق‌الطير از آن به شايستگي استفاده كرده است. همه موجودات مانند سيمرغ حكيم هستند و از حكمت الهي بهره‌مند هستند.
عمراني ادامه داد: بنا به گفته مولانا همه موجودات از زبان حال استفاده مي‌كنند، اما بايد ديد عرفاني كه داخل در ادبيات فارسي است تا چه ميزان از زبان حال بهره‌مند شده است.
وي تصريح كرد: ‌بايد دانست زبان حال همه بر محمل زبان قال قرار گرفته درست است كه مولانا عارف است، اما با استفاده از زبان قال از آن به عنوان وسيله‌اي براي بيان زبان حال استفاده كرده است.
وي ادامه داد: گروهي معتقدند زبان قال نمي‌تواند حامل زبان حال باشد، بسياري از عرفا از آغاز تا به امروز بر اين عقيده‌اند به ناگزير بايد براي زبان تعريفي مدنظر قرار داد.
عمراني با اشاره به غزالي گفت: غزالي معتقد است، عموم مردم به دليل وضعيتي كه دارند از زبان گفت‌وگو استفاده مي‌كنند يا زبان گفتار عاميانه.
وي با اشاره به قرآن كريم گفت: خداوند در قرآن مي‌فرمايد: ‌همه اشياء‌ و موجودات تسبيح خدا را مي‌گويند. تسبيح يكي به معناي شناور شدن در ذات و ديگري به معناي زبان عرفاني كه تمام موجودات آن را ذاتا درك مي‌كنند، اما حرف نمي‌زنند، اما شاعران وظيفه را بر عهده دارند.
عمراني اضافه كرد: شاعراني كه در سلك عرفان هستند، وظيفه همه موجودات را بر عهده مي‌گيرند. كليله و دمنه بيشتر از زبان حيوانات سخن مي‌گويد ولي وارد عرفان نمي‌شود.
اين استاد دانشگاه بيان كرد: ناصرخسرو قبادياني در اواخر قرن چهارم هجري از زبان دين استفاده مي‌كرد. برخي معتقدند ناصرخسرو از زبان تبليغ استفاده مي‌كرد، چرا كه يك داعي و مبلغ بود.
عمراني گفت: چه به زبان تبليغ و چه به زبان ديگر مباني نظري او مباني حكمت ديني است، آيا مي‌توان حكمت ديني را اتصال به عرفان داد؟
وي گفت: اگر زبان حال را در نظر بگيريم عرفان حال همه موجودات است. ما انسان‌ها از زبان محاوره بهره مي‌بريم بنابراين به نظر مي‌رسد كه ناصرخسرو اولين شاعر و اولين سخنگويي است كه از حكمت ديني بهره‌‌مند شده و آن را در قالب قصيده برده است.
عمراني بيان كرد: از ديد علامه طباطبايي جهان حكيم است و سخني حكيمانه دارد و بايد آسودگي را كنار گذاشت، چرا كه اين سرا، سراي گذر است.
وي افزود: يك سئوال مطرح مي‌شود و آن اينكه چرا افرادي كه گرايش عرفاني داشتند، به زبان نظم و موزون سخن گفتند. چرا اغلب عرفا كه گرايش عرفاني دارند، مترنّم شدند به زبان موزون.
عمراني گفت: ناصرخسرو مدعي مي‌شود كه زباني كه مردم عادي درك نمي‌كنند موجودات ديگر درك مي‌كنند و بهتر مي‌فهمند.
وي گفت: برخي معتقدند جهان و ستارگان و چرخ و فلك در اثر گشتي كه دارند به زبان حال با ما سخن مي‌گويند و به قول مولانا ما زبان آنها را درك نمي‌كنيم، اما گروهي دانا و حكيم زبان آنها را درك مي‌كنند.
اين نويسنده گفت: دو معناي متفاوت زبان حال و قال مهم است. عين‌القضات همداني مي‌گويد: (جوانمردا اين شعرها را همچون آيينه دان) اين سخن بيانگر زبان حال است. نثر وي از جوهر شعري برخوردار است.
به گفته عمراني، اگر بخواهيم پس از ناصرخسرو از حكيمي ديگر نام ببريم كه از زبان حال استفاده كرده و به قول امروزي‌ها بيشتر به گفت‌وگو و گفتمان پرداخته، بايد نام سنايي را برد.
اين استاد دانشگاه بيان كرد: مبحث عرفان بايد از خدا آغاز شده و به خدا ختم شود. (انا اليه راجعون) البته براساس طريقت هم اينگونه است. در يكي از قصايد سنايي در مورد توحيد پرندگان گوناگوني كه در حال تسبيح با ذات پروردگار هستند حالات اين پرندگان را در قصيده بيان مي‌كند: "آراست دگرباره جهاندار جهان را "
عمراني گفت: زبان تعددپذير است و دو ديگر آنكه زبان عرفان كه از آن به عنوان زبان اشاره ياد شده در مقابل زبان عبارت نيست. زبان عبارت محمل است. زبان عرفان به ناگزير زباني است كه فراتر از زبان و زمان و مكان است.

*كرمي: زبان عبارت مطلقا زباني عرفاني نيست

حميد كرمي پژوهشگر و استاد دانشگاه درباره عرفان در ادبيات ايران گفت: زبان عبارت مطلقا زباني عرفاني نيست و هيچ يك از عرفا از اين زبان بهره نبرده‌اند.
وي افزود: شاعراني كه به يك معنا عارف هستند، مراتب زبان اشاره يعني رمز، تمثيل و تاويل را مي‌دانند و عمدتا با اين روش‌ها سخن مي‌گويند.
كرمي ادامه داد: زبان حيوانات در كل زبان عبارت است. فرقي نمي‌كند شايد برخي از محققين معتقدند عده‌اي نمي‌توانستند به لحاظ بسته سياسي مستقيم سخن گويند، بنابراين از زبان حيوانات و گياهان سخن مي‌گفتند، اما اينها دليل بر زبان اشارت نيست.
اين محقق بيان كرد: بسياري از حكايات كليله و دمنه عمدتا زبان عبارت هستند. زبان اشارت مقوله‌اش با عبارت متفاوت است و در دو شق ما آثار گرانبهايي داريم.
وي ادامه داد: پس از قرن نهم نثرهايي پديد آمد كه دقيقا به شكل سئوال و جواب مطرح مي‌شد تا اهل خانقاه و تصوف بهتر بتوانند آنها را بياموزند. چرا كه مراتب خانقاهي و تكلفات خانقاهي از طريق اين روش‌ها آموزش داده مي‌شد.
كرمي با اشاره به زبان عرفا گفت: عمدتا عرفا به زبان موزون سخن مي‌گفتند، اما آثار فراواني هم وجود دارد كه با زبان موزون برابري مي‌كند.
وي تاكيد كرد: نمي‌توان انديشه اهل تصوف را در شعر عرفاني ناديده گرفت. عده‌اي كه در دوران صفويان به سمت هند يا عثماني و برخي به جزيرة‌العرف هجرت كردند، شاهد دستاوردهاي عظيمي مثلاً در هند بودند.
كرمي گفت: شعرها و آثار منثور زيادي به زبان اشارت در اين عرصه رخ داد كه جاي بسي تحقيق دارد كه بسياري از اين آثار از چشم محققان مغفول مانده است.
كرمي با اشاره به عرفان بيان كرد: اگر ناصرخسرو مبلغ بود بايد بر اين نكته توجه شود كه تبليغ دين زبان عرفاني است. اگر آمديم به زبان تمثيل و تاويل سخن گفتيم بايد بدانيم كه در اين راستا آثار كمي نداريم؛ خصوصاً در حيطه زبان رمز كه آثار فراواني وجود دارد.