تصوف در آفريقا
مدت ها قبل از استقرار نهايى اسلام در افريقا، مردان مقدس و مرشدان، با بخش هايى از اين قارّه تصادفاً ارتباط پيدا كرده بودند. [1]مبلغان صلح جوى مسلمان و اشراف زادگان بازرگان قبل از اسلامى شدن كامل اين مناطق، از آنجا عزيمت كرده و با آرامى آنجا را ترك كرده بودند، به گونه اى كه ساكنان آن مناطق آنها را از ياد برده بودند. بسيارى از بازرگانان اوليه نيز به سبك خود مبلّغ بودند. هر گاه آنان به صورت كاروانى سفر مى كردند و براى تجارت يا استراحت توقف مى كردند، نمازشان را به جماعت مى خواندند.
اين عمل بر ساكنان محلى تأثير بسيارى مى گذاشت. بازرگانان، آرام آرام و به تدريج، هر چه كه بوميان افريقا به آيين آنها علاقه مند مى شدند، بازرگانان، معلّمان و مردان مقدّسى را كه داوطلب تعليم اسلام به بوميان بودند با خود به آن مناطق مى بردند. اين مردان مقدس و صوفى عقائد و اصول اسلام را به بوميان مى آموختند و عملا انجام شعائر و مناسك را به آنها نشان مى دادند و بركت (نيروى معنوى رازآلود) خود را در جمع بين امور دنيايى و دينى به كار مى گرفتند. برخى از مبلغان اوليه زندگى خود را وقف اين هدف كردند و با وجود سختى هاى بسيار، ساليانى را در مناطق بيگانه سپرى كردند.
«اين پيشگامان مصمم اسلام، همانند نقش آفرينان در يك فرهنگ مكتوب كه اسرارشان به طور مستقيم تنها براى فرهيختگان و تحصيل كردگان قابل دسترسى است، در جوامعى كه با آنها مواجه مى شدند تأثير چشم گيرى مى گذاشتند».(1) آن سرزمين ها را آنان به عنوان محل زندگى خويش قرار مى دادند و غالباً در آنجا ازدواج كرده، عضوى از اعضاى آن كشورها شدند. آنان در هر وضعيتى مردم محلى را راهنمايى مى كردند، و هر گاه لازم بود تفاوت ميان اعمال خالص اسلامى با اعمال التقاطىِ بومى را خاطرنشان مى كردند.
گرايش هاى اسلامى و صوفيانه همزمان وارد آفريقا شدند و گسترش آنها نيز توأمان بود. صوفيان به عنوان مبلّغان منفرد يا به عنوان اعضاى طريقه هاى سازمان يافته، از پيشگامان در تغيير دين افراد محلى بودند و قبائل را به نحو سطحى مسلمان مى كردند. سِرْ هاملتون كسلسله هاى صوفيه
شمارى از سلسله ها يا طريقت هاى صوفيانه وجود دارند كه اكثر مسلمانان آفريقا با آنها پيوند دارند. اين فرقه ها مبلغانى را براى ترويج به مناطق غيرمسلمان مى فرستادند. رباط يا زاويه مكانى براى درس، اطعام و اقامت مسافران بود. اى.اس. ترټspan style="color: red;" class="bbc_color">گسترش تصوف در شرق آفريقا
فرقه هاى صوفى اى كه در شرق آفريقا گسترش يافتند همانند فرقه هايى هستند كه در ديگر بخش هاى جهان اسلام يافت مى شوند. فرقه قادريه شيخ عبدالقادر گيلانى پرطرفدارترين فرقه اى است كه از ناحيه اى به نام باراوا در سواحل سومالى به زنگبار وارد شد. سيد عمر الّقلَّطين (القلاتين) براى اولين بار اين طريقه را در آنجا تبليغ كرد. مدفن او در وِلْزُو كه حدوداً در چهار مايلى زنگبار قرار دارد مى باشد. قادريه فرقه مشهورى در ليندى است.
ديگر فرقه مشهور در شرق آفريقا، فرقه شاذليه است. شيخ صوفى اى كه خود را وقف ترويج تعاليم فرقه شاذليه كرد،سيدمحمد ابن شيخ بود. وى درجزايركومورو زندگى مى كرد ودر سال 1338ق /1920م از دنيا رفت. در كيل
تصوف در غرب آفريقا
فرقه هاى صوفى در غرب آفريقا توسط بربرهاى شمال آفريقا گسترش يافتند; بربرهايى كه به مقبره هاى افراد مقدس توجه زيادى مى كردند، تا آنجا كه در برخى مناطق تقريباً مى توان روش آنها را پرستش قدّيسان دانست. اما دو تفاوت عمده در غرب افريقا وجود دارد: (الف) ستايش قدّيسان به ندرت يافت مى شود; به استثناى مردم وُل
افول فرقه هاى صوفى در آفريقا
نشانه هاى افول به طرق مختلفى در تصوف آفريقا بروز يافته است; مثلا اين امر براى مريدان عادى بود كه خود را وقف خدمت به شيخ خودشان بكنند و او را بر شيوخ فرقه هاى ديگر برترى دهند، اما برخى افراد تا بدانجا پيش رفتند كه مى گفتند شخص بايد از شيخ خود پيروى نمايد و ديگران را فراموش كند. اين امر انحرافات مختلفى را در آيين هاى اسلامى پديد آورده است. اعتقاد به صوفيان بزرگ، كه معمولا اولياء اللّه ناميده مى شوند، غالباً چنان مبالغه آميز شده است كه مردم معتقدند تمام خيرات از آنان ناشى مى شود و تنها با وساطت آنان است كه خدا از مردم خشنود خواهد شد. مردم به زيارت قبور شيوخ مى روند، حلقه هاى گل نثارشان مى كنند، قبور را با شير شستوشو مى دهند، و همانند كعبه به دور آنها طواف مى كنند، و در صورتى كه احساس كنند خواسته هايشان تحقق يافته است، كنار قبرهاى آنان حيواناتى نظير بز، قوچ و ماكيان را ذبح مى كنند. اين احترام به شيوخ گاهى همانند پرستش آنان به نظر مى آيد. گاهى احترام و تعظيم مردم در برابر قبرها تقريباً به حد سجده مى رسد و اينان به جاى كمك خواستن از خداوند از قديسان و اولياء الله كمك مى جويند.
گرايش هاى جديد: تلاش هاى اصلاحى
درچنين اوضاع واحوالى بازتاب گفته هاى ابن جوزى و ابن تيميه هم اكنون در بخش هايى از آفريقا به گوش مى رسد و از جانب جنبش وهابى تقويت مى شود; چنان كه در كشورهاى شمال آفريقا، شمال شرق آفريقا، و شاخ آفريقا آراى متجددانه غالباً به شدّت مخالف تقديس شيوخ و اولياء و توجه مبالغه آميزى است كه به طور سنّتى به برخى از مردان مقدس معطوف مى شود.(14) مثلا، در شرق آفريقا،
نشانه هاى افول به طرق مختلفى در تصوف آفريقا بروز يافته است; مثلا اين امر براى مريدان عادى بود كه خود را وقف خدمت به شيخ خودشان بكنند و او را بر شيوخ فرقه هاى ديگر برترى دهند، اما برخى افراد تا بدانجا پيش رفتند كه مى گفتند شخص بايد از شيخ خود پيروى نمايد و ديگران را فراموش كند. اين امر انحرافات مختلفى را در آيين هاى اسلامى پديد آورده است. اعتقاد به صوفيان بزرگ، كه معمولا اولياء اللّه ناميده مى شوند، غالباً چنان مبالغه آميز شده است كه مردم معتقدند تمام خيرات از آنان ناشى مى شود و تنها با وساطت آنان است كه خدا از مردم خشنود خواهد شد. مردم به زيارت قبور شيوخ مى روند، حلقه هاى گل نثارشان مى كنند، قبور را با شير شستوشو مى دهند، و همانند كعبه به دور آنها طواف مى كنند، و در صورتى كه احساس كنند خواسته هايشان تحقق يافته است، كنار قبرهاى آنان حيواناتى نظير بز، قوچ و ماكيان را ذبح مى كنند. اين احترام به شيوخ گاهى همانند پرستش آنان به نظر مى آيد. گاهى احترام و تعظيم مردم در برابر قبرها تقريباً به حد سجده مى رسد و اينان به جاى كمك خواستن از خداوند از قديسان و اولياء الله كمك مى جويند.
گرايش هاى جديد: تلاش هاى اصلاحى
درچنين اوضاع واحوالى بازتاب گفته هاى ابن جوزى و ابن تيميه هم اكنون در بخش هايى از آفريقا به گوش مى رسد و از جانب جنبش وهابى تقويت مى شود; چنان كه در كشورهاى شمال آفريقا، شمال شرق آفريقا، و شاخ آفريقا آراى متجددانه غالباً به شدّت مخالف تقديس شيوخ و اولياء و توجه مبالغه آميزى است كه به طور سنّتى به برخى از مردان مقدس معطوف مى شود.(14) مثلا، در شرق آفريقا،
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۹/۰۱ ساعت 8 توسط روشن
|